احمد بن محمد ميبدى

12

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

مهر خود و يار مهربانت نرسد * آن خواه گر آنى و گر آنت نرسد ارادت و عادت باهم نسازند ، تاريكى شب و روشنائى روز باهم جمع نشوند ، در يك دل دو دوستى نگنجد . منافقان مؤمنان را استهزا مىكردند و جز آنكه در دل داشتند بر زبان مىآوردند و با ديوان خود يكى شدند تا بر گروندگان كيدها ساختند و در آن حال ايشان را عذاب درنگرفت ، نه از نتوانستن خداى قهار بود ! چون خداوند زودگيرنده و شتابنده نيست ، كه شتابندهء به عذاب ، كسى باشد كه از فوت آن ترسد ! و خداوند كه هميشه بر همه چيز توانا و با هر تاونده كاونده است ، به او هيچ چيز درنگذرد و از او فوت نشود ! فرعون چهارصد سال دعوى خدائى كرد و سر از بندگى بيرون برد ، خداوند او را در آن شوخى و سركشى فرا گذاشت و عذاب نفرستاد ، نه آنكه با وى مىنتوانست يا در كشور مىدربايست ! - نه ! لكن خداوند بزرگوار ، صبور و بردبار ، ازآن‌رو بود كه به گناه زود نگرفت و موسى را پيغام‌بر ، بر او ساخت و گفت اى موسى : رسالت مرا انجام ده كه تو چشم و گوش منى و با تو دست من و يارى من است ، برو بسوى مرد ضعيف و ناتوان ، بگو : نعمت من تو را مغرور كرد و دنيا تو را فريب داد پنداشتى كه از مكر من ايمن هستى كه حق مرا نشناختى و خدائى مرا منكر شدى آخر به كيفر خواهى رسيد ! 17 - مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً . . . - اين مثل كسى است كه در آغاز كار ، حالى نيكو دارد و وقتى آرميده ، تن بر خدمت داشته ، دل با صحبت پرداخته ، روزى چند در اين روشنائى رفته و عمرى به سر آورده ، ناگاه دست قدرت از كمين‌گاه غيب درآيد و او را در ربايد و آن روشنائى ارادت به تاريكى آز بدل شود و دربند علاقهء دنيا چنان شود كه از آن رهائى نيابد ، روزگارى در طلب جيفهء دنيا و زينت آن به سر آرد و روا و ناروا گرد هم آرد و آلودهء ستمها و بيدادها شود و همين‌كه كار دنيا راست ساخت و دل بدان باخت ، بريد مرگ ، كمين‌گاه مكر برگشاد ، كه هان رخت بردار نه جاى نشستن است و نه وقت آرميدن ، مسكين بينوا آهى سرد از دل پردرد برمىكشد و اشك گرم از ديده همىبارد و به روزگار خود حسرت همىخورد و به زبان حال اين نوحه كند كه : گلها كه من از باغ وصالت چيدم * درها كه من از نوش لبت دزديدم آن گل همه خار گشت در ديدهء من * وان در همه از ديده فروباريدم اين است كه خداوند فرمود : فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ . . . لكن صاحب‌دلى بايد كه رازهاى قرآن به گوش دل بشنود و بداند و با ديدهء سر حقايق آن را بيند و بشناسد ، اما آنان كه نه گوش دل دارند تا حق شنوند ، نه زبان حال تا با حق مناجات كنند ، نه ديدهء سر تا حقيقت حق بينند ، چگونه به راه راست روند و سخن حق پيروى كنند ؟ [ آيات 25 - 21 ] ( تفسير لفظى ) 21 - يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ . اى مردم خداى خويش را بپرستيد و او را بندگى كنيد ، خدائى كه شما را و آنان كه پيش از شما بودند آفريد ، تا مگر از خشم خداوند در امان باشيد و از عذاب او بپرهيزيد . 22 - الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ